ru24.pro
World News in Persian
Февраль
2026
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25
26
27
28

محدودیت‌های طالبان بر پخش موسیقی چه تأثیری بر محافل خوشی گذاشته است؟

0

روایت‌های شماری از باشند‌گان کابل نشان می‌دهد که محافل خوشی، به‌ویژه عروسی‌ها، در سال‌های اخیر با محدودیت‌ها و تغییراتی روبه‌رو شده است.

آنچه زمانی نماد شادی جمعی، موسیقی بلند و تالارهای آراسته بود، به محفل‌های کم‌صدا، محتاطانه و ساده تبدیل شده؛ تغییراتی که شماری شهروندان آن را نتیجهٔ همزمان فشارهای اقتصادی، محدودیت‌ها و اندوه‌های عمیق اجتماعی می‌دانند.

انیسه، باشندهٔ کابل، با یادآوری سال‌های گذشته می‌گوید پیشتر عروسی‌ها «بسیار پرشور» برگزار می‌شد؛ اما به گفتهٔ او، اکنون وضعیت فرق کرده است:

«قبلاً محفل‌ها بسیار پرشور و پرزرق‌وبرق بود، هوتل‌ها قشنگ تزئین می‌شد و موسیقی بلند بود و مردم با دل راحت خوشی می‌کردند، خنده‌ها بیشتر بود و فضا خیلی گرم‌تر معلوم می‌شد، اما حالا وضعیت فرق کرده، بیشتر خانواده‌ها کوشش می‌کنند ساده‌تر عروسی بگیرند، هم به‌خاطر مشکلات اقتصادی و هم به‌خاطر شرایطی که در جامعه است، حالا موسیقی کمتر، دیکور ساده‌تر و مردم محتاط‌تر اند.»

به باور برخی دیگر، برعلاوهٔ مشکلات اقتصادی، عوامل دیگری، از جمله محدودیت‌ها در برگزاری محافل، بر رفتار خانواده‌ها اثر گذاشته است.

ماه‌جبین، یکی دیگر از باشند‌گان کابل، می‌گوید ترس از مداخلهٔ طالبان و خشونت‌های احتمالی، تجربه‌هایی‌اند که «ترس و استرس» را در میان مهمانان چند برابر کرده و او ترجیح می‌دهد در بیشتر محافل اشتراک نکند.

«در همین ماه میزان تقریباً به هشت محفل دوستان دعوت شدیم، در یکی آن هم اشتراک نکردم، برای من خسته‌کن تمام می‌شود و ترس و استرس ایجاد می‌شود، هرلحظه فکر می‌کنم که حالا طالبان می‌آیند، هجوم می‌آورند، زنان را می‌زنند، مردان را لت‌وکوب می‌کنند، من هرلحظه در استرس می‌باشم، به آن خاطر فکر می‌کنم که اگر نروم بهتر است و از این‌رو اشتراک نمی‌کنم.»

در کنار ترس، اندوه محرومیت از آموزش زنان و دختران بر خوشی‌های محافل سایه انداخته است.

فرزانه، از کابل، می‌گوید حتی اگر جوانان به عروسی بروند، گفتگوها کمتر از شادی و بیشتر از حسرت است:

«لذتی که در گذشته بود حالا نیست، اگر در یک عروسی هم برویم بیشتر از این حرف زده می‌شود که کاش مکتب باز می‌بود، دانشگاه باز می‌بود یا دختران برای هم می‌گویند که اگر دانشگاه باز می‌بود حالا من تحصیلم را تمام می‌کردم، زمانی بود که در عروسی‌ها بسیار حرف‌های دیگر از لذت و شادی زده می‌شد، مگر حالا چنین نیست و آن شور و هیجان گذشته نیست، زیرا هم عروسی‌ها کمرنگ شده و هم آن شور و علاقهٔ قبلی در وجود جوانان باقی نمانده است.»

در کنار روایت‌های زنان، برخی مردان نیز می‌گویند که محافل خوشی در کابل عملاً به گردهم‌آیی‌های خاموش و بی‌روح تبدیل شده است.

احمدالله، باشندهٔ کابل، ادعا می‌کند که در شماری از محافل به‌جای موسیقی و شادی، «مطالب و خطبه‌های خاص» که از سوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت طالبان به هوتل‌ها فرستاده می‌شود، برای مهمانان پخش می‌شود.

او می‌افزاید که همین فشارها باعث شده شماری از خانواده‌ها محافل را، هرچند محدود و ساده، در خانه برگزار کنند.

«در برخی محافلی که در همین وقت‌ها برخی از فامیل‌ها، دوستان و همکاران ما رفته‌اند، امر به معروف مطالب و خطبه‌های خاصی را می‌دهند تا در صالون مردانه آن را سر مردم می‌شنوانند، در بخش زنانه هم بسیار در کم‌جاها اگر ساز بمانند، حالا زیادتر مردم از هوتل هم استفاده نمی‌کنند، بیشتر در خانه محفل می‌گیرند.»

خواستیم برای معلومات بیشتر در این مورد از مسئولان اتحادیهٔ هوتل‌داران در کابل بپرسیم، اما آنان به تماس‌های رادیو آزادی پاسخ ندادند.

فریدون، یکی دیگر از باشند‌گان این شهر، مدعی است که اگر صدای موسیقی در محفلی بلند شود، نیروهای امر به معروف طالبان در مواردی داماد را با خود به حوزهٔ امنیتی می‌برند یا تهدید می‌کنند که عروس را خواهند برد.

«در یک صالون عروسی که می‌روی، تفاوت آن با صالون فاتحه‌خانه هیچ چیزی نیست، فقط می‌روی می‌نشینی، غذا صرف می‌کنی و برمی‌گردی خانه، واقعاً کسل‌کننده است، نه خوشحالی است و نه جشن، بعد از هوتل که خانه می‌آیند، یک ام‌پی‌تری کوچک را با صدای پایین روشن می‌کنند؛ اما صدای آن اگر به کوچه برسد، دو دقیقه بعد امر به معروف می‌آید، داماد را هم می‌برد و دیک «دستگاه پخش موسیقی» را هم، و اگر خانه عروس‌خیل باشد می‌گویند یا عروس را می‌بریم یا «دیک» را بدهید، این را من به چشم خود دیده‌ام.»

رادیو آزادی خواست این ادعاها را با سیف‌الاسلام خیبر، سخنگوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر حکومت طالبان شریک کند، اما او تا زمان تهیهٔ این گزارش به تماس‌ها پاسخ نداد.

حکومت طالبان در بیش از چهار سال گذشته پخش موسیقی را حرام دانسته و ممنوع کرده و صدها آلهٔ موسیقی را به آتش کشیده است.

به باور برخی از شهروندان، ترکیب محدودیت‌ها، ترس از برخورد، فشار معیشتی و حسرت‌های آموزشی، محافل خوشی را به گردهم‌آیی‌هایی بدل کرده که بیشتر با احتیاط برگزار می‌شوند تا با شادمانی.