شوق غدیر داشت که آسمانی شد
0
مرتضی آن روز کلاً درگیر برگزاری مراسم غدیر بود. تا شب هم کارشان طول کشید. بعد همراه دوستش آمده بود جلوی در خانه تا یک وسیلهای از خانه بردارد که در همین لحظه پهپاد دشمن به خانه روبهرویی سقوط میکند و یکی از ترکشهای آن به سر پسرم اصابت میکند انگار که این پهپاد مأمور شده بود تا مرتضی را شهید کند
