سوفیا لورن: همیشه آرزوی خوردن یک شکم غذای سیر را در دل داشتم
0
و باید اعتراف کنم که اضافه بر لاغری فوقالعاده زشت هم بودم. اکثر شبها، روی تختخوابم دراز میکشیدم، و در اثنای اینکه به سقف از باران لکشده اتاق خیره میشدم، در اطراف آینده تاریک و مبهم فکر میکردم. وقتی نه ساله شدم، جنگ درگرفته بود. و در سراسر ایتالیا روزی نبوده که چند بار سوت خطر هوایی به گوش نرسد.
