چارلی چاپلین: تصمیم گرفتیم که مادرمان را در تیمارستان خصوصی بگذاریم
در «سالتلیکسیتی» جراید مملو از اخبار مربوط به دزدی و سرقت بانک بود. مشتریانِ کافهها را سارقین مسلح نقابپوش رو به دیوار نگاه داشته و جیب آنها را خالی میکردند.
در اوایل دهه چهل خورشیدی چارلی چاپلین نابغه بیهمتای عالم سینمای جهان، سالها بود که از غوغای حیات گریخته و در قلب کوهسار آلپ (در سوئیس) زندگی آرامی را میگذراند. چارلی از نیمه دهه سی خورشیدی پیشنگارش شرححال خود را به تشویق «گراهام گرین» نویسنده معروف انگلیسی آغاز کرده بود. روزنامه کیهان در اواخر تابستان و پاییز ۱۳۴۳ بخشی از این خودزندگینامهنوشت را طی چند شماره منتشر کرد. در ادامه بخش سیودوم آن را به نقل از روزنامه یادشده به تاریخ پنجم آبان ۱۳۴۳ (ترجمه حسامالدین امامی) میخوانید:
در «سالتلیکسیتی» جراید مملو از اخبار مربوط به دزدی و سرقت بانک بود. مشتریانِ کافهها را سارقین مسلح نقابپوش رو به دیوار نگاه داشته و جیب آنها را خالی میکردند. در یک شب چند سرقت صورت میگرفت و سراسر شهر را وحشت فرا گرفته بود.
