سه روایت از شهادت یک فرمانده + عکس
0
با چند نفر دیگر مواجه شدیم که متوجه شدیم عراقیها هستند و سریع دور زدیم که برگردیم با اون دو نفر روبرو شدیم و تازه متوجه شدیم اسلحه هم دارند و شروع به تیراندازی کردند و حاج ناصر یک «آخ» گفت.
